بسیج ولایت

به امید دنیایی بهترو سرزمینی آبادتر

آگهی آگهی

مسئولان راه جوانان انقلابی را بند نیاورند


نماینده هیات های دانشجویی و جهادی گفت: جریان مومن انقلابی حمایت مضاعف می‌خواهد، حمایت مضاعفی که از مسئولین می‌خواهیم خیلی پیچیده و هزینه‌بردار نیست، صرفاً می‌خواهیم اعتماد شود و میدان بدهند.


ادامه مطلب

واکاوی پرده‌برداری صریح رهبر انقلاب از اصرار برخی خواص در مذاکرات هسته‌ای

سخنان اخیر رهبر انقلاب، نشان می‌دهد که در جریان مذاکرات هسته‌ای نه تنها اراده قوی‌ای برای عمل به خواسته‌های ایشان وجود نداشته است،...

به گزارش خبرگزاری بسیج،  نخستین واکنش رهبر انقلاب به خروج آمریکا از برجام، اگرچه به طور مستقیم به دنبال واکاوی چرایی و چگونگی شکل‌گیری برجام نیست؛ امّا بررسی یک برش مهمّ از اظهارات رهبر حکیم انقلاب، لایه‌های دیگری از ماجرای مذاکرات هسته‌ای را روشن می‌کند و اذهان را به پاسخ برخی سؤالات و ابهامات رهنمون می‌شود:

«آن وقتی که مسئله‌ هسته‌ای و تحریم‌ها شروع شده بود، بودند کسانی از معاریف این کشور و مسئولان سطح بالا که به بنده مراجعه می‌کردند و می‌گفتند «شما چه اصراری دارید که روی این مسئله‌ی هسته‌ای می‌ایستید؟ چه اصراری دارید؟ خب آمریکایی‌ها بهانه‌گیری می‌کنند، بدجنسی می‌کنند، خباثت می‌کنند؛ بگذارید کنار، خودمان را راحت کنیم... بنده به آنها می‌گفتم مسئله‌ی ایرادگیری آمریکا و تحریم‌هایی که علیه ما اعمال می‌کنند و دشمنی‌ای که با ما می‌کنند، مربوط به انرژی هسته‌ای نیست، این بهانه است؛ این را اگر گذاشتیم کنار، یک بهانه‌ی دیگر پیدا می‌کنند و همین دشمنی را می‌کنند. می‌گفتند «نه آقا این‌جوری نیست»؛ حالا ملاحظه کردید که این‌جوری است... این ملّت ایستاده‌اند، اینها نمی‌توانند تحمّل کنند؛ دعوا سرِ این است. این‌جوری خیال نکنند که «آقا شما چه اصراری دارید که سرِ فلان قضیّه می‌ایستید»! که می‌آمدند بعضی‌ها به ما می‌گفتند؛ خدا از سر تقصیرات‌شان بگذرد.».

در این مورد اشاره به چند نکته حائز اهمیت است:

افزایش ظرفیت جامعه و صراحت رهبری 

1- صراحت رهبر انقلاب در معرفی تلویحی کسانی که خواهان دست کشیدن از هسته‌ای بوده‌اند، در نوع خود کم‌سابقه و یا حتی بی‌سابقه است. علّت صراحت کلام رهبر انقلاب را در دو نکته می‌توان دید. نخست اینکه پرونده پر سر و صدای برجام به نقطه عطف خود (خروج آمریکا از آن) رسیده است و ظرفیت جامعه برای شنیدن برخی حقایق بالا رفته است. دوم اینکه؛ عبرت‌گیری از برجام، موضوعی است که نیاز آن بیش از گذشته لمس می‌شود و جامعه باید بداند که برجام از چه مسیری عبور کرده و مواجهه خواص و مسئولین رده‌بالای نظام با آن چگونه بوده است تا در سایر عرصه‌های مشابه، آمادگی لازم را داشته باشند.

اگر چه آمریکا از برجام خارج شده است، امّا کار با اروپایی‌ها همچنان ادامه دارد و خطری که احساس می‌شود این است که مثلث اروپایی، نقش خود را آنچنان خوب بازی کند که دولت، چهار سال دوم خود را در انتظار عمل به تعهدات اروپایی‌ها سر کند، بدون اینکه در نهایت نتیجه‌ای حاصل شود. علاوه بر این، باید هر آن منتظر بود تا شرکای ترامپ در اروپا، پرونده‌های موشکی و نفوذ ایران در منطقه را نیز روی میز بگذارند. از این رو، آمادگی افکار عمومی برای مواجهه صحیح با این عرصه‌ها، اهمیت مضاعفی دارد. لذا بازخوانی روند مذاکرات هسته‌ای از سوی رهبر انقلاب، کارکرد عبرت‌آموزی پیدا می‌کند.

فایده دیگر این بازخوانی، عیان‌کردن ناکارآمدی الگویی است که مذاکرات هسته‌ای از دالان آن عبور کرده تا تبدیل به برجام شده است. اگر این الگو، نسبت به سایر مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی به کار رود و افکار عمومی از آن آگاه نباشد، اصل نظام با خطر مهلکی مواجه می‌شود.

مذاکره بر اساس کدام باور؟

2- تصریح رهبر انقلاب، نشان می‌دهد که برخی مقامات بلندپایه کشور، از اساس، نگاه متفاوتی به موضوع هسته‌ای داشته‌‌اند و بدون باور قلبی نسبت به اصل هسته‌ای، وارد گود مذاکرات حساس و نفس‌گیر هسته‌ای و بازی شطرنج با دشمن مکّار و بدعهد شده‌اند. هرچند به تعبیر رهبر انقلاب، آنان عرق ریختند و زحمت کشیدند، امّا طبیعی است که ورود به مذاکرات با چنین باوری، نمی‌تواند تأمین‌کننده‌ی منافع ملّت باشد و نتیجه آن هم حفره‌هایی است که یکی پس از دیگری خود را نشان می‌دهند.

اگرچه دوندگی‌های مذاکره‌کنندگان ایرانی در روند مذاکرات و نشست و برخاست‌های فراوان با طرف غربی، حاکی از حساسیت تیم ایرانی به موضوع بود و در افکار عمومی این باور را ایجاد کرده بود که « مو، لای درز مذاکرات نمی‌رود»، امّا چندماه پس از امضای برجام، درشت‌تر از مو در مذاکرات پیدا شد و جامعه با خبر تکان‌دهنده‌ای مواجه شد: «وجود جاسوس در قلب تیم مذاکره‌کننده ایرانی»!

تصویر دری نجف‌آبادی به عنوان جاسوس مذاکرات هسته‌ای در حالی منتشر شد که چند ماه قبل، تصویر اهدای مدال به او توسط رئیس‌جمهور به ثبت رسیده بود!

افکار عمومی وقتی این تصویر را در کنار تصویری که دولت از خود در اذهان ایجاد کرده بود قرار می‌داد با ابهام‌های فراوانی مواجه می‌شد و برای این سؤال که «چگونه ممکن است در دولتی که تخصص خود را مذاکره می‌داند و مهم‌ترین شعار خود را تدبیر قرار داده است، در چنین غائله‌ی سرنوشت‌سازی، جاسوس پیدا شود؟ 

سخنان رهبر انقلاب در جمع فرهنگیان، می‌تواند سرنخ‌های رسیدن به پاسخ این سؤال مهمّ را به دست دهد.

شکست خواص در تحمیل به رهبری

3- جریان تحمیل‌گری خواص به رهبری جامعه، بار دیگر سر برآورد و این بار خود را در پرونده هسته‌ای و برجام نشان داد. نسخه جدید تحمیل‌گری، دارای شقوق مختلفی بود و خود را در قالب‌های گوناگونی نشان داد. تبریک‌های گاه و بی‌گاه پس از هر مرحله توافق، فضاسازی رسانه‌ای و مواضع برخی مسئولین قوای مختلف، سطح نازل این تحمیل‌گری را ترسیم می‌کند و سطح عالی آن، چانه‌زنی با شخص رهبر انقلاب در مورد اصل پرونده هسته‌ای را تشکیل می‌داد!

برای اثبات این تحمیل‌گری و درک بهتر ابعاد آن، باید یک نکته را مدنظر قرار داد. رهبر انقلاب در جریان مذاکرات هسته‌ای، ضمن اینکه به کرّات، حساسیت خود نسبت به پرونده هسته‌ای را در جمع مردم اعلام و خطوط قرمز را ترسیم می‌کردند، در جلسات خصوصی با مسئولین نیز بر آن پای می‌فشردند. رهبر انقلاب در سخنان اخیرشان بار دیگر به این موضوع اشاره کردند:

«بنده از روز اوّل بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! هم در جلسات خصوصی این را گفتم، هم در جلسات عمومیِ مردمی گفتم؛ در جلسات خصوصی بیشتر هم این را گفتم»

سؤال این است؛ وقتی رهبر انقلاب در دیدارهای عمومی، به طور صریح و مفصل نظرات خود درباره پرونده هسته‌ای را اعلام می‌کنند و مسئولین را نسبت به لحاظ کردن یک‌سری خطوط قرمز مورد خطاب قرار می‌دهند، چه لزومی دارد که در جلسات خصوصی با مسئولین، باز هم آن‌ها را بگویند و بیشتر هم بگویند؟ آیا جز این است که برخی مسئولین، قصد تحمیل نظر خود به ایشان را داشته‌اند؟!

نتیجه کشمکش خواصِ تحمیل‌گر و رهبر انقلاب را باید شکست جریان تحمیل‌گری دانست؛ چرا که رهبر انقلاب نه تنها از اصل پرونده هسته‌ای و حساسیت نسبت به آن دست نکشیدند، بلکه در بطن پرونده و روند مذاکرات نیز خطوط قرمزی را ترسیم کردند. برخی از این خطوط قرمز، در جریان مذاکرات و بعد از تصویب برجام، هزینه شد تا ظرفیت فکری جامعه افزایش یابد. شاید بتوان راز چشم‌پوشی رهبر انقلاب از نقض برخی خطوط قرمز و شروط ترسیمی خود (از جمله گرفتن امضاء از رئیس‌جمهور آمریکا) را در همین موضوع یافت.

آیا برجام، خواسته نظام و رهبری بود؟

4- امّا اظهارات رهبر انقلاب، حقایق مهم‌ّتری را نیز روشن می‌کند. برای فهم بهتر ماجرا باید کمی به عقب برگردیم. 25 خرداد 95، روزی که کارگزاران نظام به حسینیه امام‌خمینی(ره) رفتند تا دیدار رمضانی خود را با رهبر انقلاب برگزار کنند، ایشان اظهارات موافقان و مخالفان برجام را به قضاوت نشسته و نکته مهمّی را مورد اشاره قرار دادند: 

«خلل‌ و فُرَجی وجود دارد در برجام که این معایب می‌توانند خودشان را نشان بدهند و اگر این خلل‌وفُرَج بسته می‌شد، البتّه معایب کمتر می‌شد یا منتفی می‌شد.»

سخنان رهبر انقلاب که به وضوح نشان می‌داد روند برجام، طبق خواسته ایشان پیش نرفته است، به اینجا ختم نشد. شش ماه بعد (هفتم آذرماه 95)، در روزی که فرمانده‌هان نیروی دریایی ارتش به دیدار رهبر انقلاب رفته بودند، ابعاد دیگری از نارضایتی رهبر انقلاب از برجام رسانه‌ای شد:

«شروع کردن یک تحریم با دوباره شروع کردن آن پس از پایان زمانش، فرقی نمی‌کند و این دومی نیز تحریم و نقض تعهدات قبلی از سوی طرف مقابل است... وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ی سلبی در آن کار می‌شود...»

اگر چه پس از تأیید برجام در نهادهای داخل کشور، رهبر انقلاب در نهایت آن را به طور مشروط و با 9 شرط  تأیید کردند، امّا این باعث نشد که تلاش برای القای گزاره «برجام خواست رهبری و نظام است» به افکار عمومی متوقف شود. به فاصله کم‌تر از ده روز از اظهارات رهبر انقلاب در جمع فرمانده‌هان نیروی دریایی ارتش، حسن روحانی در مراسم روز دانشجو سخنانی را بر زبان جاری کرد که به تیره شدن فضا و ابهام، در نسبتِ رهبر انقلاب با مذاکرات کمک می‌کرد:

«هیچ قدمی در برجام بر نداشتیم مگر آنکه با مقام معظّم رهبری مشورت کردیم و جلسه گذاشتیم که نامه‌‌های مکتوب ایشان و دستور من روی نامه‌‌های ایشان موجود است که مبنای کار ما اجرای دستورات رهبری بود».

اکنون و یک سال و نیم پس از سخنان روحانی، رهبر انقلاب ابعاد کلان‌تری از ماجرا را روشن می‌کنند و با افشای برخی درخواست‌ها از ایشان برای دست‌کشیدن از هسته‌ای، نشان می‌دهند که بحث، فراتر از وجود نقص در مذاکرات است و به اصل پرونده هسته‌ای برمی‌گردد. حال صحت برخی‌ ادعاها مبنی بر اینکه رهبری مو به مو مذاکرات را تأیید کرده است و برجام مطابق خواسته ایشان رقم خورده است، بهتر روشن می‌شود.

سخنان اخیر رهبر انقلاب، نشان می‌دهد که در جریان مذاکرات هسته‌ای نه تنها اراده قوی‌ای برای عمل به خواسته‌های ایشان وجود نداشته است، بلکه برخی از مسئولین سطح بالا، در تلاش بوده‌اند تا ایشان را از پافشاری بر موضوع هسته‌ای منصرف کنند! همچنین اکنون بهتر می‌توان صحت جمله متواتر و معروف «برجام، خواست نظام بوده است» را به قضاوت نشست. 


احتیاج به «تعمیر قلب» داریم


رهبر انقلاب فرمودند: ما در جمهوری اسلامی احتیاج داریم به «تعمیر قلب» خودمان؛ به این نیاز داریم چون جمهوری اسلامی با یک حکومت متعارف معمولی در دنیا فرق دارد.

به گزارش خبرگزاری بسیج،بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از کارگزارن نظام برای اولین بار در نشریه خط حزب‌الله شماره 128 منتشر شد.

بر اساس این گزارش، رهبر انقلاب به‌مناسبت آغاز سال جدید، روز دوشنبه‌ هفته‌ جاری(97/1/20) با برخی از مسئولان و کارگزاران نظام دیدار کرده و بیاناتی کوتاه و صمیمی در جمع آنان ایراد فرمودند. در بخشی از این دیدار، رهبر انقلاب با توجه به فضای معنوی ماه رجب، اشاراتی به فضای حاکم بر مدیران دهه‌ی 60 ، و حال و هوای آن روزهای کشور داشتند. نظر به اهمیت این موضوع، خط حزب‌الله، برای اولین بار، این بخش‌ از بیانات ایشان را منتشر کرد که به شرح زیر است:

شما آقایان و بعضی از خواهرهایی که ظاهراً اینجا هستند... خیلی از شماها از اوایل انقلاب در میدان فعالیت‌های انقلابی بوده‌اید، یعنی دهه‌ی 60 را به خوبی درک کرده‌اید. [آیا] یادتان هست احساسات خودتان در آن دهه را؟ یادتان هست رفتار خودتان در آن دهه را؟ یادتان هست بی‌اعتنایی به مال را که در آن دهه داشتید؟ اهتمام به خدمت را که در آن دهه داشتید؟ یادمان می‌رود؛ این اشکال کار است.

تدریج! یکی از بلاهای ما تدریج است، یعنی به‌تدریج دچار یک حالتی می‌شویم [اما] نمی‌فهمیم، پیری خودمان را نمی‌فهمیم؛ تدریجی است. کسی را که شما بیست سال است، بیست‌وپنج سال است ندیده‌اید، حالا می‌بینید، پیری او را می‌فهمید، اما پیری خودتان را که تدریجی است و پیری آن دوست همراهتان را که دائم با هم هستید، نمی‌فهمید، حس نمی‌کنید، چون تدریجی است. ما سقوط خودمان، عقبگرد خودمان را که تدریجی است، درست نمی‌فهمیم، خیلی باید دقت کنیم.

این خیلی مهم است. البته یک راهی هم دارد، یعنی با وجود اینکه تدریج بر اعمال ما و حالات ما حاکم است و این مانع می‌شود که جایگاه و موقعیت خودمان را درست تشخیص بدهیم، لکن راه دارد، معیار دارد؛ معیار این است که به عمل‌های خودمان نگاه کنیم. مثلاً فرض بفرمایید جنابعالی نگاه کنید ببینید که قبل‌ها مثلاً بیست سال پیش، پانزده سال پیش مقیّد بودید که حتماً این دو رکعت نشسته‌ نافله‌ی عشاء را به‌جا بیاورید؛ حالا نمی‌کنید، حالا مقیّد نیستید -[البته] نافله‌ِ شب و نوافل دیگر را عرض نمی‌کنم، [بلکه] همین دو رکعت کوچک و کوتاه را بفهمید که عقب رفته‌اید.

اگر دیدید که یک عمل خیری را در دهه‌ی 60 یا دهه‌ی 70 انجام می‌دادید، حالا که دهه‌ی 90 است، آن را انجام نمی‌دهید یا رغبت ندارید یا اصلاً فراموش کرده‌اید، یک دعایی بود که آن وقت می‌خواندید، حالا اصلاً یادتان نیست، یا یک عمل خلافی بود، یک حرامی بود که آن وقت مقیّد بودید انجام ندهید، حالا انجام می‌دهید راحت و بی‌دغدغه، بفهمید که عقب رفته‌اید؛ علامتش این است. اعمال خودمان را می‌توانیم بفهمیم، می‌توانیم مشاهده کنیم؛ حالات و وضعیت دل خودمان را آسان نیست که بفهمیم، عادت کرده‌ایم به آن اما عمل را راحت می‌توانید؛ نگاه کنید ببینید. اینکه اساتید اخلاق دائماً ماها را توصیه می‌کنند به اینکه مراقبت داشته باشید مراقبه، یکی از کارهای اساسی مراقبه است مراقبه برای همین است؛ مراقب خودمان باشیم.

عزیزان من! از هر جا که هستید - قوه‌ی مجریه، مقننه، قضائیه، جاهای دیگر همه در این جهت یکسانید و یکسانیم. و ما در جمهوری اسلامی احتیاج داریم به تعمیر قلب خودمان؛ به این نیاز داریم چون جمهوری اسلامی با یک حکومت متعارف معمولی در دنیا فرق دارد. جمهوری اسلامی با یک هدفی، با یک آرمانی، با یک منطقی، با یک عَلَمی به وجود آمده؛ آن عَلَم عبارت است از توحید، از حکم الهی، از شریعت الهی؛ با این عَلَم به وجود آمده. همه‌ آن چیزهایی که ما می‌خواهیم آزادی و عدالت و استقلال و غیره همه در همین عَلَم اسلام مندرج و مندمج است.


نسلی که منتظرش بودیم، سخن رهبر انقلاب

نسلی که منتظرش بودیم...

«بچه‌های عزیز من، شما نسلی هستید که خواهید توانست با عبور از موانع و سختی‌ها، این کشور را به نقطه اوج و به آرمان‌های اسلامی و آرزوهای بزرگ ملت برسانید.» این جمله ای بود که رهبر انقلاب در دیدار صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار پرشور با هزاران جوان و نوجوان دانش آموز و دانشجو گفتند. ایشان در ادامه با اشاره کردن به نسل دهه هشتادی های انقلاب اسلامی گفتند: «با وجود همه این دشمنی‌ها، نوجوانانِ دهه‌ی هشتادی که نه امام و انقلاب را دیده اند و نه دفاع مقدس را، امروز مفاهیم اساسی انقلاب را با همان روشن‌بینی و اقتدار جوانِ فهیم اول انقلاب، دنبال می‌کنند.»

۱

هدف درخشان

آیت الله خامنه‌ای در ابتدای این دیدار پرشور، نسل جوان را پیشرو و پیشرانِ جامعه نامیدند و گفتند: «این نسل خوش‌استعداد و خوش‌فهم، بی‌تردید ایران عزیز را با عبور از موانع و سختی‌ها به نقطه مطلوب خواهد رساند؛ البته تحقق این هدف درخشان، نیازمند «شناخت دشمن اصلی و خبیث ملت ایران یعنی امریکا»، «علم‌آموزی و کار و تلاش» و «تقویت ارتباط با پروردگار» است.

۲

طبیعت نوجوانی

آیت الله خامنه‌ای در ابتدای این دیدار با تجلیل از شور جوانی و قدرت تحلیل نسل جوان گفتند: «طبیعت جوان، تحرک و پیشروی است اما این خصوصیت در کشور ما به سنّ نوجوانی نیز رسیده است.»



واقعیت شورآفرین

ایشان با اشاره به نمونه‌هایی از این واقعیت شورآفرین در مراحل قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گفتند: «در حوادث انقلاب، نوجوانان همپای جوانان وارد میدان مبارزه شدند و چنان در مقابل خباثت رژیم طاغوت ایستادند که روز 13 آبان 57 را به نام خود ثبت کردند.»

در حوادث انقلاب، نوجوانان همپای جوانان وارد میدان مبارزه شدند

۴

غوغای نوجوانان

رهبر انقلاب اسلامی، حضور شجاعانه در صحنه‌های دفاع مقدس را به‌عنوان نمونه‌ای دیگر یادآوری کردند گفتند: «نوجوانان در جنگ تحمیلی همچون مردان کارآمد و رشید جنگیدند و غوغا کردند.»

نوجوانان در جنگ تحمیلی همچون مردان کارآمد و رشید جنگیدند و غوغا کردند

۵

نوجوان کهکشانی

حضرت آقا، نسل نوجوان و جوان کنونی را برخوردار از همان امتیازات و ویژگی‌های جوانان نسل انقلاب و دفاع مقدس دانستند و گفتند: «بر اساس اطلاعات دقیق، امروز جوانان و نوجوانان ما در بخش‌های مختلف حتی بهتر از جوانان نسل‌های قبل، مسائل را تحلیل، و عمل می‌کنند.»

امروز نوجوانان ما در بخش‌های مختلف حتی بهتر از جوانان نسل‌های قبل، مسائل را تحلیل، و عمل می‌کنند

۶

دهه هشتادی ها

آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش‌های دشمنان برای انحراف نسل‌های جوان با روش‌هایی همچون ترویج فحشا، مواد مخدر و بازی‌های گمراه‌کننده رایانه‌ای، در توصیف نوجوانان دهه هشتادی گفتند: «با وجود همه این دشمنی‌ها، نوجوانانِ دهه‌ی هشتادی که نه امام و انقلاب را دیده اند و نه دفاع مقدس را، امروز مفاهیم اساسی انقلاب را با همان روشن‌بینی و اقتدار جوانِ فهیم اول انقلاب، دنبال می‌کنند.»

نوجوانانِ دهه‌ی هشتادی مفاهیم اساسی انقلاب را با همان روشن‌بینی جوانِ فهیم اول انقلاب، دنبال می‌کنند

۷

نسل پیروز

ایشان با تأکید بر اینکه دشمنی‌های زورگویان جهانی تاکنون هیچ تأثیری نداشته و آنها نتوانسته‌اند هیچ غلطی بکنند، گفتند: «بچه‌های عزیز من، شما نسلی هستید که خواهید توانست با فائق شدن بر ترفندهای دشمن و عبور از موانع و سختی‌ها، این کشور را به نقطه اوج و به آرمان‌های اسلامی و آرزوهای بزرگ ملت برسانید، البته تحقق این هدف چند شرط دارد.»

شما نسلی هستید که خواهید توانست، این کشور را به نقطه اوج برسانید

۸

درس تجربه

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین ضرورت دشمن‌شناسی به عنوان شرط اصلی تداوم مسیر تحقق اهداف نظام و ملت تاکید کردند: «امریکا به‌معنای واقعی کلمه، دشمن خبیث و اصلی است و این حقیقت نه از سر تعصب و نگاه بدبینانه بلکه ناشی از تجربه، فهم درست مسائل و دیدن واقعیات میدان است.»

امریکا به‌معنای واقعی کلمه، دشمن خبیث و اصلی است

۹

دشمن ملت

حضرت آقا با اشاره به سخنان اخیر رئیس‌جمهور امریکا مبنی بر تروریست‌بودن ملت ایران، گفتند: «این حرف ابلهانه نشان می‌دهد امریکایی‌ها نه فقط با رهبری و دولت ایران دشمنند بلکه با اصل وجود ملتی که خستگی‌ناپذیر در مقابل آنها ایستاده، خصومت و کینه‌ورزی می‌کنند.»

آمریکایی‌ها با اصل وجود ملتی که خستگی‌ناپذیر در مقابل آنها ایستاده، خصومت و کینه‌ورزی می‌کنند

۱۰

ریشه ملت

ایشان با یادآوری سخنان چند سال قبل یکی از مسئولان امریکایی که گفته بود باید ریشه ملت ایران را از بین ببریم، ادامه دادند: «آنها قادر به درک این حقیقت نیستند که ملتی با چنین سابقه پربار تاریخی و فرهنگی را نمی‌توان ریشه‌کن کرد.»

ملتی با چنین سابقه پربار تاریخی و فرهنگی را نمی‌توان ریشه‌کن کرد

۱۱

درخت تناور

آیت الله خامنه ای خصومت عمیق امریکا با ملت ایران را موجب کوری چشمِ محاسباتی امریکایی‌ها و تکرار اشتباهات آنها دانستند و در اینباره گفتند: «امریکایی‌ها از روز اول پیروزی که انقلاب یک نهال باریک بود، دشمنی را شروع کردند و امروز هم که جمهوری اسلامی به درخت سرسبز و تناوری تبدیل شده، به همان توطئه‌های بی‌نتیجه ادامه می‌دهند چرا که خصومت و کینه‌ورزی، آنها را از دیدن و درک واقعیات و ارزیابی درست محروم کرده است.»

از روز اول پیروزی که انقلاب یک نهال باریک بود، دشمنی را شروع کردند

۱۲

تجربه تاریخی

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که معتقدند «در مقابل امریکا، قدری کوتاه بیاییم تا دشمنی آن کم شود» با تکیه بر تجربیات تاریخی ملت ایران تاکید کردند: «تجربیات تاریخی از جمله ماجرای دکتر مصدق نشان می‌دهد امریکایی‌ها حتی به کسانی که به آنها امید می‌بندند، رحم نمی‌کنند.»
ایشان در همین زمینه گفتند: «مصدق برای مبارزه با انگلیسی‌ها سراغ مذاکره با امریکا رفت و به آنها اعتماد کرد اما همین امریکایی‌ها بودند که ضد او کودتا کردند.»

آمریکایی‌ها حتی به کسانی که به آنها امید می‌بندند، رحم نمی‌کنند

۱۳

نوکر سرسپرده

رهبر انقلاب در جمع بندی این بخش از سخنانشان تأکید کردند: «امریکایی‌ها حتی به امثال دکتر مصدق هم راضی نمی‌شوند، آنها نوکر، توسری‌خور و سرسپرده می‌خواهند تا مثل دوران محمدرضا پهلوی بر کشور مهم و پرمنفعت ایران حکومت کنند.»

آنها نوکر، توسری‌خور و سرسپرده می‌خواهند

۱۴

نهایت خباثت

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به دشمنی‌های مکرر دولت امریکا گفتند: «الان هم برای خراب کردن نتیجه مذاکرات هسته‌ای یعنی برجام نهایت خباثت را به‌عمل می‌آورند.»

برای خراب کردن نتیجه مذاکرات هسته‌ای، نهایت خباثت را به‌عمل می‌آورند

۱۵

تنها راه مقابله

رهبر انقلاب اسلامی با استناد به این واقعیات افزودند: «کوتاه آمدن در مقابل امریکایی‌ها، آنها را جَری و گستاخ می‌کند بنابراین تنها راه، مقابله و ایستادگی است.»

تنها راه، مقابله و ایستادگی است

۱۶

شرط تداوم

ایشان با توصیه مؤکد به دانش آموزان و دانشجویان برای فراموش نکردن دشمن اصلی یعنی امریکا افزودند: «این، شرط اصلیِ تداوم مسیر خوش عاقبت آینده کشور است.»

دشمنن اصلی یعنی آمریکا را فراموش نکنید

۱۷

ارزش والا

حضرت آیت الله خامنه‌ای درس خواندن و علم‌آموزی و کار و تلاش دانش‌آموزان و دانشجویان را شرط دیگر تحقق آینده روشن کشور برشمردند و افزودند: «درس‌خواندن و علم‌آموزی باید به ارزشی والا تبدیل شود.»

درس‌خواندن و علم‌آموزی باید به ارزشی والا تبدیل شود

۱۸

استحکام درونی

ایشان در ادامه گفتند: «ارتقای سطح علمی کشور، قدرت مواجهه با دشمنی‌ها و عبور از امواج سخت طوفانی را افزایش می‌دهد، موجب استحکام درونی بیشتر ایران می‌شود و تحقق آرزوهای بزرگ ملت را ممکن می‌سازد.»

ارتقای سطح علمی کشور، قدرت مواجهه با دشمنی‌ها را افزایش می‌دهد

۱۹

قدر نعمت

«تقویت ارتباط با خدا» توصیه مؤکد دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی خطاب به نوجوانان و جوانان بیان کردند و افزودند: دلهای نورانی و پاک شما، جلب لطف و فضل الهی را آسان‌تر می‌کند، قدر این نعمت را بدانید.

دلهای نورانی و پاک شما، جلب لطف و فضل الهی را آسان‌تر می‌کند

پایه های سبک زندگی بسیجی

پایه های سبک زندگی بسیجی

پایه‌ی فکری بسیج این مسئولیت الهی است. نه فقط مسئولیت در برابر خود و در برابر خانواده‌ی خود و نزدیکان خود، بلکه مسئولیت در قبال حوادث زندگی؛ در قبال سرنوشت جهان، سرنوشت کشور و سرنوشت جامعه، چه مسلمان، چه غیر مسلمان. نقطه‌ی مقابلِ همان دَم‌غنیمتی، ولش کن و حالت تنبلی و حالت گریز از مسئولیت و مانند اینها است. پایه‌ی اصلی بسیج، این احساس مسئولیت است

در بررسی بیانات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، معمولا آن بخش که ارزش رسانه‌ای بیشتری دارد و معطوف به تحولات و رخد ادهای سیاسی روز است بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. همین رویکرد موجب آن شده که ناخودآگاه مباحث مبنایی که حکایت از مفاهیم بنیادین گفتمان معظم‌له دارند، کمتر مورد مداقه و توجه قرار گیرد. و طبیعی است که تا ریشه‌ها فهم نشود و پایه‌ها مبتنی بر الگوی صحیح استوار نگردد، شاخه‌ها و میوه‌های اندیشه نیز هم طراز با زاویه دید صاحب رشد نخواهد کرد.

اگر عبارات فوق مورد توافق باشد، باید سخنان رهبری را از زاویه دید دیگری نگریست و بنیان‌ها و مبنای تفکری را فدای صورت‌بندی‌های ظاهری نکرد. از همین منظر می‌توان به رهنمودهای حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین به مناسبت هفته‌ی بسیج (6/9/1393) توجه نمود. در بخش مقدماتی این بیانات، تعابیری بسیار ارزشمندی توسط معظم‌له در مورد بسیج و تفکر بسیجی ایراد گردید که باید با دقت نظر کامل مورد توجه و مداقه قرار گیرد. در این کلام، معظم‌له از دو مولفه بنیادین در تفکر بسیجی یاد کردند که تعریف بسیجی و انسان طراز انقلاب اسلامی مبتنی بر آن شکل می‌گیرد. این دو شاخصه عبارتند از: مسئولیت الهی قائل شدن برای انسان و داشتن بصیرت.

شرط لازم؛ احساس مسئولیت الهی

در این نگاه انسان بسیجی موجود صاحب اختیاری است که در مسیر زندگی خود با دغدغه‌مندی و پذیرش مسئولیت‌ها و قرار گرفتن در آزمون‌ها و امتحان آبدیده می‌شود و اوج می‌گیرد. نقطه‌ی مقابل این تفکر نیز به تعبیر رهبری «حالت احساس بی‌مسئولیتی، "ولش کن"، "برو خوش باش"، "به خودت بپرداز" و دَم‌غنیمتی است، که آدمی را به سستی و تنبلی و بی‌تفاوتی می‌کشاند.

حکیم فرزانه انقلاب اسلامی با صراحت می‌فرمایند: «پایه‌ی فکری بسیج این مسئولیت الهی است که حالا عرض میکنم مبانی دینی مستحکمی دارد. نه فقط مسئولیت در برابر خود و در برابر خانواده‌ی خود و نزدیکان خود - که این هست - بلکه مسئولیت در قبال حوادث زندگی؛ در قبال سرنوشت جهان، سرنوشت کشور و سرنوشت جامعه، چه مسلمان، چه غیر مسلمان. این احساس مسئولیت فقط نسبت به انسان‌های هم‌عقیده و مسلِم و مؤمن نیست بلکه حتّی نسبت به غیر مسلمین و غیرمؤمنین هم احساس مسئولیت می‌کند. نقطه‌ی مقابلِ همان دَم‌غنیمتی، ولش کن و حالت تنبلی و حالت گریز از مسئولیت و مانند اینها است. پایه‌ی اصلی بسیج، این احساس مسئولیت است. این تفکّر مسئولیت انسان، جزو بینات اسلام است. یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند در این تردید بکند که اسلام، انسان را این‌جور موجودی می‌داند: موجودی که مسئول است، کار از او خواسته شده است.»

همانطور که در فرازهای فوق مشهود است، در این نگاه، باید برای بسیجی، سطوحی ازدغدغه‌ها را تعریف نمود که در هر یک از آنها بسیجی احساس مسئولیت می‌کند. بسیج هم برای خود، هم برای خانواده خود، هم برای نزدیکان و آشنایانش، هم برای جامعه‌ش و هم برای نظام سیاسی و کشورش، و حتی برای جهان اسلام و فراتر از آن برای بشریت نیز دغدغه هایی متعالی دارد و در قبال آن احساس مسئولیت می‌کند. بسیجی تلاش می‌کند تا از دغدغه‌های نازل و کم بها، عبور کرده و دردهای بزرگ را در جان خود بپروراند، و با رهاشدن از تعلقات فردی خود را در خدمت ارزشها و دغدغه‌های اسلامی و انسانی قرار دهد.

این بدان معنا نیست که بسیجی به فکر خانواده و فرزند و عیال خود نیست، بلکه بدان معنا است که دغدغه‌هایش در حوزه دغدغه‌ای فردی و خانوادگی خلاصه نمی‌شود، بلکه او افقی فراتر از آن را نیز می‌بیند و دلسوز جامعه و بشریت است و این درست بزرگیاست که از مکتب اهل بیت(ع) و در راس آن حضرت حسین بن علی(ع) آموخته است. همان ابرمرد تاریخ که همه خانواده و جان و مال خود را به میدان مبارزه آورد تا چراغ هدایت بشریت در افق پیش رو خاموش نگردد و سذاج منیزی یاشد برای همه آنهایی که طالب حقیقتند.

بسیجی همانطور که خودسازی فردی را مهمترین دغدغه خود دارد، به تربیت فرزند و خانواده‌اش نیز می‌اندیشد، و همزمان دغدغه اصلاح جامعه و امر به معروف دارد و در خط مقدم دفاع از انقلاب اسلامی نیز همواره حاضر است، شب را بدون دغدغه ملت مظلوم فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و افغانستان بر زمین نمی‌گذارد و از رنجی که مستضعفان عالم از شرق دور تا آفریقای محروم و از آنجا تا اقصا نقاط آمریکای جنوبی به واسطه استعمار جنایتکار غربی می‌برند در عذاب است. و همین دردها و دغدغه‌های پیچ در پیچ است که از بسیجی، انسانی ممتاز و آبدیده و متفاوت ساخته است. در دنیایی که همه مکاتب و جذابیت‌های دنیایی آن تو را به منفعت طلبی و خودخواهی و لذت‌جویی و فردگرایی لیبرالی می‌کشاند، بسیجی با جهان بینی متفاوتی به هستی می‌نگرد و سودای دیگری دارد! و به همین خاطراست که گاه در جمع اطرافیان درک نمی‌شود و حتی متهم نیز می‌گردد!

در این نگاه انسان مسئول، انسانی است که از رنج‌ها و محرومیت‌ها و بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها رنج می‌برد و همین احساس و دغدغه اوست که وی را به وادی امر به معروف و نهی از منکر و در مرحله بالاتر به جهاد فی سبیل الله با ظالمین و زیاده‌خواهان عالم می‌کشاند. به واقع بسیاری از مفاهیم متعالی اسلام در تداوم و تعین این صفت الهی در وجود مومن است که معنا یافته و ظهور و بروز اجتماعی و سیاسی می‌یابد. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز به این نمونه‌‌ها چنین اشاره می‌دارند:

«شما ملاحظه کنید احکام گوناگون را: مثلاً حکم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. امر به معروف یعنی شما همه مسئولید که معروف را، نیکی را گسترش بدهید، امر کنید به آن؛ نهی از منکر [یعنی‌] زشتی را، بدی را، پلشتی را نهی کنید؛ جلوی آن را بگیرید با شیوه‌های مختلف. معنای این چیست؟ معنای این، مسئولیت در قبال سلامت عمومی جامعه است. همه مسئولند: من مسئولم؛ شما مسئولی؛ آن یکی مسئول است. یا مسئله‌ی جهاد. جهاد اسلام در واقع کمک به ملّتهایی است که پشت پرده‌ی سیاستهای استعماری و استکباری و استبدادی قرار داده شده‌اند که نور اسلام به اینها نرسد؛ نور هدایت به اینها نرسد. جهاد برای دریدن این پرده‌ها و این حجابها است؛ جهاد اسلامی این است. بحث اینکه آیا جهاد، دفاعی است یا ابتدائی است یا مانند اینها، بحثهای فرعی است؛ بحث اصلی این است: ما لَکُم لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّسآءِ وَ الوِلدان؛ چرا جهاد نمی‌کنید، مقاتله نمی‌کنید، نبرد نمی‌کنید در راه خدا - و بلافاصله [میگوید ]- و در راه مستضعفین، برای نجات مستضعفین؟ این احساس مسئولیت است؛ یعنی شما برو جان خودت را به خطر بینداز و جانت را کف دستت بگیر در میدان‌های خطر، برای اینکه مستضعفان را نجات بدهی؛ معنای این، همان مسئولیت است دیگر.»

شرط کافی؛ بصیرت

در نگاه آیت الله خامنه‌ای این صفت و ویژگی متعالی دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت وقتی می‌تواند در کمال خود تجلی یابد که مزین به صفت دیگری گردد که از آن تحت عنوان بصیرت و روشن بینی یاد می‌کنند. در این نگاه بصیرت یعنی «شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله‌ای که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناخت‌ها؛ بصیرت است. همیشه با یک سلاح نمی‌شود مبارزه کرد. در همه‌ی میدان‌ها با یک سلاح نمی‌شود رفت. کدام سلاح را به کار بیندازیم؟ دشمن کجا است؟»

بصیرت چراغ راهنمایی است که در مسیر مسئولیت‌پذیری هم نوع مسئولیت و هم کیفیت آن و چگونگی تحقق آن را مشخص می‌کند و رسیدن به هدف را در مسیر تکلیف‌گرایی تضمین می‌کند.

بدون بصیرت، دغدغه‌مندی و مسئولیت‌پذیری، همچون انداختن تیری در تاریکی و یا حرکت در مسیری تاریک است که حاصلی جز سردرگمی و سرخوردگی و اتلاف وقت و گاه حتی انحراف به همراه نخواهد داشت. خطر بی‌بصیرتی روح‌های مسئول را حتی ممکن است تا آنجا به پیش برد که ناخواسته در پازل دشمن بازی کنند و به اشتباه جبهه خودی را نشانه روند.

رهبر معظم رهبری در این رابطه تاکید می‌دارند: «بارها من عرض کرده‌ام اینهایی که بصیرت ندارند - مثل این بیچاره‌هایی که در فتنه گرفتار شدند - مثل کسانی‌اند که در تاریکی شب، در مه غلیظ، در غبار می‌خواهند مخالفی را، دشمنی را بزنند؛ خب نمی‌داند دشمن کجا است؛ یکی از اوّلین شرایط جنگ‌های نظامی، اطّلاعات است؛ بروید اطّلاع کسب کنید و ببینید دشمن کجا است. اگر بدون اطّلاع رفتید، شما ممکن است جایی را بزنید که دوست آنجا است؛ کسی را بزنید که با شما دشمن نیست و به دشمن کمک کنید؛ گاهی این‌جوری می‌شود. اگر بصیرت نبود، میشود این؛ که فرمود: العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس؛ شبهات و نادانی‌ها و نفهمی‌ها به کسی که عالم به زمان خود است، هجوم نمی‌آورند؛ می‌فهمد چه‌کار باید بکند. اگر این نبود، مشکل به‌وجود خواهد آمد، حتّی اگر آن احساس مسئولیت هم باشد.»

معظم له به مواردی درتاریخ مبارزه اشاره می‌دارند که جای تامل دارد: «بعضی‌ها احساس مسئولیت داشتند در دوران مبارزات امّا نمی‌فهمیدند این را کجا خرج کنند؛ جایی خرج می‌کردند که به ضرر حرکت عظیم مبارزاتی امام بزرگوار بود؛ بعد از انقلاب هم همین‌جور؛ تا امروز هم همین‌جور است. بعضی‌ها احساس دارند، احساس مسئولیت می‌کنند، انگیزه دارند امّا این انگیزه را غلط خرج میکنند؛ بد جایی خرج می‌کنند؛ اسلحه را به آنجایی که باید، نشانه نمی‌گیرند؛ این بر اثر بی‌بصیرتی است. حالا ما چند سال پیش در قضیه‌ی فتنه گفتیم بصیرت؛ بعضی دهن‌کجی کردند که بصیرت! بله، بصیرت؛ بصیرت که نبود، هرچه که مسئولیت و انگیزه بیشتر باشد، احساس بیشتر باشد، خطر بیشتر است؛ اطمینانی دیگر نیست به این آدم بی‌بصیرت و بدون روشن‌بینی که دوست را نمی‌شناسد، دشمن را نمی‌شناسد و نمی‌فهمد کجا باید این احساس را، این نیرو را، این انگیزه را خرج کند. این پس شد رکن دوّم که بسیار بسیار لازم است. اگر این رکن دوّم نباشد، امر به معروفش هم اشتباهی در می‌آید، جهادش هم اشتباهی درمی‌آید، امرِ مورد اهتمامش هم دچار خطا میشود، و به کج‌راهه می‌افتد.»

***

با این توضیحات آشکار می‌گردد که انسان طراز انقلاب اسلامی، آن جوان مومنی است که موتور محرک خود را روحیه دغدغه‌مندی و مسئولیت‌پذیری الهی قرار داده است که از فطرت پاک او برخاسته و وی را به میدان مبارزه کشانده است و در عرصه مجاهدت آنچنان مجهز به چراغ عقل و تدبیر و درایت و بصیرت است که راه را از بی‌راه تشخیص داده و در شناخت اردوگاه خودی و غیرخودی و جبهه حق و باطل دچار تردید نمی‌شود.

امروز نظام اسلامی نیازمند تربیت چنین فرزندانی است و نهادها و دستگاه‌های فرهنگ ساز کشور وظیفه خطیر فرهنگ سازی در این زمینه دارند. به واقع باید خروجی مجموعه‌هایی چون آموزش و پروش، دانشگاه و موسسات عالی، حوزه‌های علمیه، مراکز آموزشی، فرهنگسراها، مساجد و هیئات مذهبی، و دیگر مجموعه های فرهنگی و هنری تربیت "جوان مسئول و بصیرت" باشد تا بدین شکل سلامت آینده کشور تضمین گردد.

گالری تصاویر

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به وبلاگ بسیج ولایت می باشد
طراحی و اجرا:سایت ستاپ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو